تبليغاتX
:: زلفشه ::
شنبه ششم مرداد 1386

دوستي در ميان زنان

زني يک شب به خانه نمي آيد و به همسرش مي گويد که ديشب را در خانه ي يکي از

دوستانش بسر برده ،شوهرش با 10 نفر از بهترين دوستان همسرش تماس مي گيرد . اما

هيچکدام خبري نداشتند .

 دوستي در ميان مردان

مردي يک شب به خانه نمي آيد و به همسرش مي گويد که ديشب را در خانه ي يکي از

دوستانش بسر برده ،همسرش با 10 نفر از بهترين دوستان همسرش تماس م ي گيرد . 8 نفر

تاکيد مي کنند که او ديشب آنجا بوده ، دو نفر نيز مي گويند او هنوز آنجاست.

  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 20:6
  • Comments:
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

سلام يانگوم، ما تو را جمعه ها در تلويزيون مي بينيم، عکس هايت را هم ديروز در اينترنت تماشا مي کرديم و به تفاوت هاي کيفي پي مي بريم (منظورم کيفيت سريال است،) يانگوم جان تو خبر نداري ما چه مي کشيم (نترس چيز بد و بي تربيتي نمي کشيم.)

 تو نمي داني الان مهمترين مساله مملکت ما اين است که فوتباليست هاي تيم ملي با شلوارک نروند ناهار بخورند. شلوارک خوب نيست يانگوم، خيلي خطر داره يانگوم، تو نمي داني که اخيراً گفته اند دانشگاه ها محل فساد هستند و دوم خرداد هم محل انحراف.

 يادش بخير يانگوم، فساد و انحراف در گذشته صفايش بيشتر بود، يانگوم جان تو نمي داني در اينجا پنج، شش پست مهم را مي دهند به يک آقايي. او مي گويد رياست ستاد مبارزه با قاچاق کالا شغل نيست، راستي يانگوم اگر شغل نيست پس الف) تفريحات سالم است؟ ب) دستگرمي است؟ ج) مرغ ماهي خوار است؟ د) ميزان الحراره است؟ يانگوم جان بگو چيست پس؟

 يانگوم مهربان، ما شاهد فداکاري هاي تو در دربار هستيم اما اين کارها آخر و عاقبت ندارد از دربار بيا بيرون و به ما بپيوند،يانگوم، تو نمي داني مدتي است من هرچه مي نويسم يک جايش حذف مي شود. ديروز رسماً مطلب را ريخته بودند توي چرخ گوشت. چرخ گوشت که نمي داني چيست. در دهه تو حتي در دربار استکباري ات هم چرخ گوشت نبوده. حيف در يک قرن پيش زندگي مي کني وگرنه با هم چت مي کرديم و همه مشکلاتمان را برايت مي گفت

  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 20:3
  • Comments:
پنجشنبه هفتم تیر 1386
1- به حرمت اشک مادر توبه کردم

2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري

3- بوق نزن شاگردم خوابه

4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر

5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)

6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن

7- دنبالم نيا اسيرم مي شي

8 - گشتم نبود ............نگرد نيست

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه !
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 18:14
  • Comments:
پنجشنبه هفتم تیر 1386

مواد لازم : يك عدد شازده پسر عاشخ! يك عدد گل دختر نجيب ... يك عدد مادر اكتيو ... (در خواستگاري هاي سنتي عاشخيت پسر جاي بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد.
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را)
زررر... (يا قيييژژژژ)

الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد:
سلام عليكن!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟
توجه نكته مهم ××
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسري كه احيانا نشريه موازي را مي خواني... لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...
الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد:
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
(فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت مي رسيم ...)
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد!

مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ بچه ننه اي بخورد!
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند!
نكته اساسي مهم > خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگران طرف ها پيدا نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد!
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است. اگر هم خواستيد دوباره بياييد كه در قسمت هاي بعدي برايتان مي گويم چه كنيد... آباريكلا شازده پسر ها و گل دختر هاي تپلي
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 17:11
  • Comments:
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
http://i11.tinypic.com/52cptg9.jpg
جوات...‌!!! ....
اگه از پيكان مدل پنجاه و چهارت شونصدتا سيدسى آويزون كردى و سيزده تاآينه هم به شيشه جلوت چسبوندى،خيلى جواتى.
اگه پشت آردي سبزت زدى۴۰۵و يه بوق بيابونى،يه بوق بنزى و يه بوق درى ورى گذاشتى روش،خيلى جواتى.
اگه تو مراسمgoodbye party يكى از بچه ها تيب يه دست زرشكى زدى و تو همه عكسها هم هستى و تو همه عكسها براى ديگران شاخ گذاشتى خيلى جواتى.
اگه تازه نامزد کردی و عروس خانومو برداشتی و بردی بیرون و موقع برگشتن میبریش سیراب شیردون بخورین خیلی جواتی.
اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط ۱۰۰۰ وات انداختی تو کوله ات و نوار جواد یساری گذاشتی خیلی جواتی.
اگه دعوتت کردن فرانسه و قراره درباره دموکراسی صحبت کنی و میگی:تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر خیلی جواتی.
جوات یعنی کفش صندل با جوراب.
یعنی رنگ بنفش.
یعنی سگک کمربند.
یعنی کشیدن پاشنه کفش رو زمین.
یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی اپُل.یعنی پیکان اسپورت.یعنی کفش ورنی.یعنی پیلی.یعنی بلوز پیچ اسکن اُملتی.یعنی لباس شب پولکی.یعنی سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی کاپشن چرم تنگ و کوتاه.یعنی رنگ موی زرد قناری.یعنی ایتس ایتس.یعنی آهنگ نسترن.یعنی ....
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 21:46
  • Comments:
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آتش» بگویید: ویزای سفر به خاکستر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آسانسور» بگویید: تاکسی دیواری!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آفتابه» بگویید: انبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آفتابه» بگویید: منشور!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آینه» بگویید: ریشخندی از روبرو!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آینه» بگویید: من درش پیدا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «اولاد» بگویید: تسلی دل و آزار جان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بچه گربه» بگویید: نیمکت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بربری» بگویید: بیسکویت ترکی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بغض» بگویید: دیباچه هق هق!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بهشت» بگویید: آنچه نبینید!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پاک کن» بگویید: مالش بر دانش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پای گربه» بگویید: پاکت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پراید» بگویید: ژیان تحت ویندوز!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تسبیح» بگویید: آلت عبادت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تلویزیون» بگویید: ناطق نوری!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «توالت فرنگی» بگویید: انجام!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «توالت» بگویید: زورخانه انفرادی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تولد» بگویید: نوبر حیات!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چاقو» بگویید: تو دل برو!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چاه توالت» بگویید: انگور!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چنگال» بگویید: قاشق تابستانی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چنگال» بگویید: یکی بود، یکی نبود!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «حمام» بگویید: پاکستان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «ختم روزگار» بگویید: کسی که بی‌علت سیاه می‌پوشد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «خنجر» بگویید: هر چه از دوست رسد نیکوست!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «خواب» بگویید: عیش بی‌نوایان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دربازکن» بگویید: تقوا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دکمه» بگویید: بستنی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دماغ» بگویید: نفس‌کش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دمپایی» بگویید: منبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «رشوه» بگویید: کارساز بیچارگان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «سرمای بسیار سرد» بگویید: یخما!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «سیفون» بگویید: انبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «شیشه» بگویید: اونورش پیدا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «صندلی سینما» بگویید:تا پاشی تاشه!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «فرزند» بگویید: دشمن خانگی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «قایق» بگویید: کفتر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کدو تنبل» بگویید: گلابی خانواده!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کشتی» بگویید: تشخیص!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کشمش» بگویید: انگور بازنشسته!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کفش» بگویید: نفربر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «گوشتکوب» بگویید: لهستان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «ماشین» بگویید: مراکش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مجرد» بگویید: آنکه به ریش دنیا می‌خندد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مشق» بگویید: عمله‌گی برای استاد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مگس» بگویید: پرویز!
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 17:42
  • Comments:
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آتش» بگویید: ویزای سفر به خاکستر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آسانسور» بگویید: تاکسی دیواری!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آفتابه» بگویید: انبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آفتابه» بگویید: منشور!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آینه» بگویید: ریشخندی از روبرو!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «آینه» بگویید: من درش پیدا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «اولاد» بگویید: تسلی دل و آزار جان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بچه گربه» بگویید: نیمکت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بربری» بگویید: بیسکویت ترکی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بغض» بگویید: دیباچه هق هق!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «بهشت» بگویید: آنچه نبینید!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پاک کن» بگویید: مالش بر دانش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پای گربه» بگویید: پاکت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پراید» بگویید: ژیان تحت ویندوز!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تسبیح» بگویید: آلت عبادت!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تلویزیون» بگویید: ناطق نوری!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «توالت فرنگی» بگویید: انجام!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «توالت» بگویید: زورخانه انفرادی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «تولد» بگویید: نوبر حیات!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چاقو» بگویید: تو دل برو!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چاه توالت» بگویید: انگور!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چنگال» بگویید: قاشق تابستانی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «چنگال» بگویید: یکی بود، یکی نبود!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «حمام» بگویید: پاکستان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «ختم روزگار» بگویید: کسی که بی‌علت سیاه می‌پوشد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «خنجر» بگویید: هر چه از دوست رسد نیکوست!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «خواب» بگویید: عیش بی‌نوایان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دربازکن» بگویید: تقوا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دکمه» بگویید: بستنی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دماغ» بگویید: نفس‌کش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «دمپایی» بگویید: منبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «رشوه» بگویید: کارساز بیچارگان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «سرمای بسیار سرد» بگویید: یخما!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «سیفون» بگویید: انبر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «شیشه» بگویید: اونورش پیدا!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «صندلی سینما» بگویید:تا پاشی تاشه!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «فرزند» بگویید: دشمن خانگی!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «قایق» بگویید: کفتر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کدو تنبل» بگویید: گلابی خانواده!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کشتی» بگویید: تشخیص!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کشمش» بگویید: انگور بازنشسته!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «کفش» بگویید: نفربر!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «گوشتکوب» بگویید: لهستان!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «ماشین» بگویید: مراکش!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مجرد» بگویید: آنکه به ریش دنیا می‌خندد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مشق» بگویید: عمله‌گی برای استاد!

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «مگس» بگویید: پرویز!
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 17:42
  • Comments:
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386

اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.

اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !

اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .
اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!

اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .

اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .

اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .

اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند .

اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .

اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .

اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي دانيد .

اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .

اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .

اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !

اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !

اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند !

اگر فقط گاهي او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .

اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد !

اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند !

اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !

اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .

اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد ..
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 17:39
  • Comments:
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه
یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند
امضاء: اتحادیه "همینه که هست" و "حقیقت تلخ است
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 17:35
  • Comments:
یکشنبه بیستم خرداد 1386

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.
در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
براي يك فرد نرمال مشكل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
افكار به صورت تلفني لازم است.
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
كم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
  • Author: محسن باباگلي
  • Category:
  • Post time: 18:48
  • Comments: