با دیدنش رنگ رخسارم تغییر کرد
و
صدای قلبم آبرویم را به تاراج برد.
تنهای تنهایم
قلب فرسوده ام وحشیانه می تپد
دلم با خواندن گنجشککی شاد است اما در هجوم مهرهای سیاه بی پناه مانده
به امید روزی می نشیند تا دیدار منتظرم خستگی به در کند و میخک و دردهای کهنه از تنم بروباند.
شاید همین فردا
- Author: محسن باباگلي
- Category:
- Post time: 20:30
- Comments:

